سایت شهدای شهرستان رودبار
شهادت سرا
shahadatsara.ir
امروز چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ و ساعت ۱۴:۴۶ دقیقه می باشد.
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۲ | ساعت انتشار : ۲۰:۱۸ | کد خبر : 1223 | نویسنده : shahadatsara
  • تعداد نظرات : ۱ نظر
  • شهید سید محمدتقی‌ مخزن‌ موسوی‌

    • ShahidMakhzanMosavi«آنگاه‌ که‌ هادیان‌ طریق‌ حق‌ ترانه‌عشق‌ را نواختند و دلدادگان‌ رابه‌ تماشاگه‌ راز و خلوتسرای‌ عشق‌ و وادی‌ نور صلای‌ هجرت‌ در دادند.آنگه‌ جرس‌ براق‌ کاروانسالار قافله‌ عشق‌ سرود ایمان‌ و ایثار و بذل‌هستی‌، نواخت‌…… …..
    • آنگاه‌که‌ حدیث‌ عشق‌، نوای‌ خوش‌ آهنگ‌ و دلنشین‌ ملکوتی‌«مَن‌ْ عَشَقَنی‌ عَشَقْتُه‌َ وَ مَن‌ْ عَشَقْتُه‌ُ قَتَلْتُه‌ُ» هرکس‌ که‌ عاشقم‌ شود من‌ نیزعاشق‌ او می‌شوم‌،و هر که‌ را که‌ من‌ عاشقش‌ شدم‌ می‌کشم‌ او را. گوش‌دل‌ دلباختگان‌ را نوازش‌داده‌ عاشق‌ سرگشته‌ سرمست‌ از شراب‌ عشق‌جهت‌ تحقق‌ فرمان‌ الهی‌ و احکام‌ آسمانی‌ با پای‌ خویش‌ به‌ مسلخ‌ عشق‌قدم‌ گذاشت‌، حماسه‌ای‌ آفرید که‌ ملکوتیان‌ را به‌ حیرت‌ انداخته‌ و به‌انسان‌ شرافت‌ و به‌ هستی‌ معنای‌ دیگری‌ بخشید و حسین‌(ع‌)آموزگاربزرگ‌ شهادت‌ و بزرگ‌ حماسه‌ آفرین‌ تاریخ‌، تمامی‌ هستی‌ را به‌ تماشای‌نیایش‌بزرگش‌ خواند و تمامی‌ دلدادگان‌ و دلباختگان‌ همیشه‌ تاریخ‌ رادر تمامی‌ پهنه‌ هستی‌ جهت‌ سیر در خط‌ سرخ‌ شهادت‌ با ندای‌، هل‌ من‌ناصرٍ ینصرنی‌ و با شعارهیهات‌ منا الذله‌، به‌ حماسه‌ آفرینی‌ دعوت‌ کردتا حدیث‌ «کُل‌ُّ یَوْم‌ٍعاشُورا وَ کُل‌ُّ اَرْض‌ٍ کَرْبَلاً، هر روز عاشورا و هر زمینی‌کربلاست‌ را تحقق‌ دهند. وسیّدی‌ از تبار حسین‌ علیه‌ السلام‌ و در کربلای‌ شهرستان‌رودبار ندای‌، لبیک‌ یاثارالله‌، را سر داد که‌ عاشورای‌ دوباره‌ای‌ آفرید، وحماسه‌ شورانگیز دیگری‌ رابه‌ نمایش‌ هستی‌ گذاشت‌ و آیه‌ «اِنّی‌ اَعْلَم‌ُ مالا’ تَعْلَموُن‌» را با خون‌برای‌ ملائک‌ تفسیر کرد.

    اوشهید مظلوم‌ سید محمدتقی‌ مخزن‌ موسوی‌ فرزند سیدافضل‌فرمانده‌ سپاه‌ پاسداران‌انقلاب‌ اسلامی‌ شهرستان‌ رودبار بود. تقی‌ درسال‌ ۱۳۳۵ در قریه‌ دوگاهه‌ رودبارپا به‌ عرصه‌ هستی‌ گذاشت‌. با طبیعت‌رشد کرد، سراسر زندگیش‌ آمیخته‌ با سختی‌ ومشقت‌ بود، او ضمن‌درس‌ خواندن‌ در انجام‌ کارهای‌ عملی‌ خانه‌ دستی‌ توانا برای‌خانواده‌اش‌بود و جهت‌ تامین‌ سوخت‌ به‌ جنگل‌ می‌رفت‌ وهیزم‌های‌خشک‌ را به‌ دوش‌ کشیده‌ وبه‌ منزل‌ می‌آورد، ایام‌ فراغت‌ خصوصاًتابستان‌ها را چارواداری‌ می‌کرد. تقی‌از همان‌ کوچکی‌ از وقار و متانتی‌ خاص‌ برخوردار بود و درمحیط‌ دبیرستان‌ چنان‌تلاشی‌ داشت‌ که‌ با اخلاق‌ جذابش‌ بچه‌ها را به‌سوی‌ خود کشیده‌ و آنها را ازآلودگیها و انحرافات‌ و مفاسدی‌ که‌ ارمغان‌فرهنگ‌ طاغوتی‌ بود برحذر می‌داشت‌. اوپس‌ از پایان‌ تحصیلات‌متوسطه‌ در رودبار (۱۳۵۳) راهی‌ تهران‌ شد ودر مهرماه‌ همان‌سال‌ درمدرسه‌ عالی‌ فنی‌ به‌ ادامه‌ تحصیلات‌ مشغول‌ شد، او در اوج‌ خفقان‌حاکم‌بر جو محیط‌ از کمترین‌ فرصتی‌ برای‌ آگاه‌ ساختن‌ و جذب‌دانشجویان‌ به‌ اسلام‌غفلت‌ نمی‌کرد، او پیامها، اطلاعیه‌ها و جزوات‌ رابا زحمت‌ تهیه‌ می‌نمود ودستنویس‌ می‌کرد و بطور مخفیانه‌ در اختیاردیگران‌ می‌گذاشت‌ و مقداری‌ هم‌ به‌ رودبار منتقل‌ می‌نمود.
    درتهران‌ نیز به‌ فکر مردم‌ خصوصاً جوانان‌ رودبار بود و غربت‌اسلام‌ در این‌ منطقه‌،لذا تصمیم‌ گرفت‌ کتابخانه‌ای‌ هرچند کوچک‌ دریکی‌ از مساجد رودبار تاسیس‌ نماید.از همان‌ موقع‌ با قومیّت‌ گرایی‌ وتفرقه‌ مردم‌ که‌ بنفع‌ رژیم‌ و بر ضد اسلام‌بود، مبارزه‌ می‌کرد لذا پس‌ ازتماس‌ با بعضی‌ از روحانیون‌ و ائمه‌ جماعت‌ تهران‌مقداری‌ کتاب‌ تهیه‌کرده‌ و در سال‌ ۱۳۵۴ در مسجد امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (لاکه‌) در محله‌دیگری‌ غیر از محله‌ زادگاهش‌ که‌ دارای‌ مسجد نیز بود کتابخانه‌کوچکی‌ راایجاد کرد و نام‌ المهدی‌(عج‌) را برایش‌ انتخاب‌ نمود، هرچند که‌ مامورین‌ امنیتی‌رژیم‌ کثیف‌ پهلوی‌ چندین‌ بار به‌ سراغ‌ کتابخانه‌رفته‌ و تقی‌ را سخت‌ در تنگناقرار داده‌ بودند، او کتابها و جزوات‌ واطلاعیه‌های‌ ضد رژیمی‌ را در مخفیگاههای‌خانه‌اش‌ در میان‌ کاه‌ وحتی‌ در زیر خاک‌ پنهان‌ می‌نمود و بتدریج‌ و بطور مخفیانه‌ به‌ دیگران‌منتقل‌ می‌کرد.
    شهیدپس‌ از دوره‌ ۲ ساله‌ نقشه‌ برداری‌ مدرسه‌ عالی‌ فنی‌بالاجبار در سال‌ ۱۳۵۶ به‌نظام‌ وظیفه‌ اعزام‌ شد و قریب‌ به‌ یکسال‌ گویی‌که‌ در قفس‌ تنگ‌ و فضائی‌ حاکی‌از خفقان‌ شدید رژیم‌ حاکم‌ قرار گرفته‌و تنها به‌ انجام‌ فرائض‌ دینی‌اش‌ می‌پرداخت‌و حرارت‌ و خشم‌ درونش‌را در قالب‌ شعر بروز می‌داد.
    او،در قفس‌ محیط‌ نظامی‌ بندرعباس‌ پیام‌ آزادی‌بخش‌ رهبرش‌را شنید! پرواز کرد و از پادگان‌ فرار نمود و به‌ تهران‌ آمد و در حجره‌ای‌در یکی‌ از حوزه‌های‌ علوم‌ دینیه‌ تهران‌ سکونت‌ اختیار کرد و در آنجامدتی‌ را بر پیاده‌ کردن‌ نوار و شرکت‌ در تظاهرات‌ خیابانی‌ ضد رژیم‌ و…گذراند.
    او پس‌ از چندی‌ به‌ رودبار می‌آید. اقدام‌ به‌ تشکل‌ جوانان‌ و به‌راه‌ انداختن‌ تظاهرات‌ ضد رژیمی‌ و پاسداری‌ شبانه‌ بدون‌ سلاح‌ گرم‌ درسطح‌ شهر جهت‌ برقراری‌ امنیت‌ شهر و جلوگیری‌ از سوء استفاده‌ رژیم‌و فرصت‌طلبان‌ می‌نماید.
    پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ مدتی‌ به‌ عنوان‌ عضو اجرائی‌ فعال‌ درکمیته‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ فعالیت‌ پرداخت‌ تا اینکه‌ پس‌ از حدودچهارماه‌ تلاش‌ شبانه‌ روزی‌، بعد از فرمان‌ امام‌ با همکاری‌ برادران‌ به‌تاسیس‌ جهاد سازندگی‌ همت‌ گماشت‌ و لذا مدتی‌ در جهاد بطور فعّال‌ وموثر، شبانه‌روز در خدمت‌ روستاها و محرومین‌ قرار گرفت‌. وی‌ یکی‌ ازاعضای‌ شورای‌ جهاد سازندگی‌ بود و سپس‌ مدتی‌ را هم‌ بعنوان‌ مسئول‌حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در خدمت‌ اسلام‌ بود تا اینکه‌ بالاخره‌ به‌فرماندهی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ شهرستان‌ رودبار منصوب‌ شدو بیشتر از سه‌ سال‌ در این‌ سنگر در خدمت‌ انقلاب‌ اسلامی‌ بود در این‌مدت‌ سپاه‌ را با خون‌ دل‌ در منطقه‌ آنچنان‌ قدرت‌ و قداستی‌ بخشید که‌با همکاری‌ امت‌ حزب‌ الله‌، شهرستان‌ رودبار را که‌ محل‌ تاخت‌ و تازگروههای‌ الحادی‌ بود، از وجود منحوس‌ و کثیف‌ آنها و تبلیغات‌ ضدانقلابیشان‌ پاکسازی‌ نمود و همگام‌ با پاکسازی‌ منطقه‌ با دعوت‌ ازتعدادی‌ از خواهران‌ و برادران‌ معلم‌ از تهران‌ و تعدادی‌ هم‌ از روحانیون‌اعزامی‌ از قم‌ اقدام‌ به‌ تشکیل‌ کلاسهائی‌ از قبیل‌ اصول‌ عقاید، اخلاق‌،نهج‌البلاغه‌، عربی‌، قرآن‌، سوادآموزی‌ و خیاطی‌ در سطح‌ شهر و حومه‌نمود. او برای‌ بالا بردن‌ معنویت‌ منطقه‌ ابتکار برگزاری‌ مراسم‌ دعای‌کمیل‌ را در مساجد رودبار در دست‌ گرفت‌ و با آگاهی‌ کامل‌ نسبت‌ به‌نقش‌ ارزنده‌ انجمن‌های‌ اسلامی‌ در حفظ‌ و حراست‌ از حریم‌ اسلام‌،خارج‌ از وظایف‌ِ معمول‌ِ سپاه‌، اقدام‌ به‌ تأسیس‌ بیش‌ از ۶۰ انجمن‌اسلامی‌ در شهر و روستا نمود و با تشکیل‌ بسیج‌ و گروههای‌ مقاومت‌ در۵۲ روستا برقراری‌ امنیت‌ شهر و حومه‌ را برعهده‌ خود مردم‌ قرار داد.همچنین‌ با ایجاد همآهنگی‌ بین‌ نهادهای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و با دعوت‌ ازکلیه‌ نهادها و امام‌ جمعه‌ و نماینده‌ مجلس‌ جهت‌ هماهنگی‌ و رفع‌مشکلات‌ منطقه‌، شورای‌ هماهنگی‌ نهادهای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ راپی‌ریزی‌ و جلسات‌ مستمری‌ را هدایت‌ کرد. تقی‌ در تحقق‌ اشدّاء عَلی‌َالکفّار رُحَم’اءُ بَیْنَهُم‌، سرآمد بود. در برخورد با منافقین‌ و هر ضد انقلاب‌ دیگر، کوچکترین‌ ملاحظه‌ای‌ را روا نمی‌داشت‌ و باآنها بشدّت‌ برخورد می‌کرد و هیچگونه‌ توصیه‌ای‌ را حتی‌ از نزدیکترین‌ کسانش‌ نمی‌پذیرفت‌ و با بی‌ عدالتی‌ها، ریاکاریها، سالوس‌بازیها، چاپلوسیها، منیّتها، خود محوریها، نیرنگ‌ بازیها و … مقابله‌می‌کرد، و چون‌ راهش‌ حق‌ بود و دلهره‌ای‌ نداشت‌ و به‌ موقعیّت‌ عاریتی‌هم‌ دل‌ نبسته‌ بود تا از غیر خدا هراسی‌ داشته‌ باشد و آنگاه‌ که‌ به‌ آیه‌وَلا’تَخْشَوْ هُم‌ْ وَاخْشَونی‌ (یعنی‌ از مردم‌ یا دشمنان‌ نترسید، از من‌بترسید) برخورد می‌کرد، آنرا به‌ دیگران‌ نشان‌ می‌داد و چندین‌ بار که‌آنرا می‌خواند، در آن‌ تعمق‌ می‌کرد و با اعتقاد راسخ‌ و یقین‌ به‌ آیه‌ فوق‌در برابر تمامی‌ خطوط‌ انحرافی‌ مقاوم‌ و استوار ایستاد و هیچگاه‌سکوت‌ عافیت‌طلبان‌ را انتخاب‌ نکرد و گرنه‌ مغضوب‌ منافقان‌،فرصت‌طلبان‌ و کج‌اندیشانی‌ که‌ لباس‌ اسلام‌ را وارونه‌ بر تن‌ کرده‌اند،نمی‌شد. او در بخشی‌ از نامه‌اش‌ که‌ به‌ فرماندهی‌ کل‌ّ سپاه‌ نوشته‌، اشاره‌می‌کند: «اگر تاکنون‌، بخاطر مکتب‌، تحمل‌ مشقت‌ شده‌ و صبر را بر غیرترجیح‌ داده‌ام‌ و اگر تمام‌ دستها همّت‌ بخانه‌ نشینی‌ام‌ گمارند، به‌ خاطراثبات‌ گفتار بلند امام‌(ع‌) اِن‌َّ الحَیوه‌ عَقیدَه‌ٌ وَ جَهاد، میدان‌ِ رزم‌ِ روزگار رابر خانه‌نشینی‌ ترجیح‌ خواهم‌ داد و هیچگونه‌ ملاحظه‌ای‌ را در مقابل‌جریانهای‌ انحرافی‌ روا نخواهم‌ داشت‌..
    تقی‌، ارادت‌ خاص‌ّ به‌ امام‌ و روحانیّت‌ خط‌ّ امام‌ داشت‌. او، کاملاًتابع‌ رهبر بود و مراتب‌ فرمانبرداریش‌ را از رهبر در یادداشتهایش‌این‌گونه‌ بیان‌ می‌کند: خدایا چقدر رنج‌ باید تحمل‌ کرد تا نکند آن‌سخنی‌ را که‌ امام‌ در مورد پاسداران‌ گفته‌، به‌ عکس‌ شود» و یا در جای‌دیگری‌ می‌گوید: «هر حرکتی‌ که‌ انجام‌ می‌دهیم‌، باید بدانیم‌ به‌ چه‌انگیزه‌ای‌ است‌ و حکمتش‌ چیست‌.» تقی‌ یکی‌ از نمونه‌های‌ بارز کلام‌علی‌ (ع‌) درباره‌ متقیّن‌ است‌ که‌ هم‌ زهّاد اللیل‌ هستند و هم‌ اسد النهار!زاهدان‌ شب‌ و شیران‌ بیشه‌ روز هستند.
    سراسر زندگیش‌ را لباس‌ زهد آراسته‌ بود؛ دنبال‌ غذاهای‌ مطبوع‌ و سفره‌های‌ رنگین‌ نبود؛ او خیلی‌ اوقات‌ بجای‌ خوابیدن‌ روی‌رختخواب‌، روی‌ زمین‌ سفت‌ می‌خوابید تا بدنش‌ با سختی‌ آشنا شود ودرد محرومان‌ را بیشتر بچشد! حقوقش‌ را کمتر از حقوق‌ یک‌ پاسدار وسپاهی‌ معمولی‌ مقرر می‌کرد تا هم‌ کمکی‌ به‌ دولت‌ انقلاب‌ کرده‌ باشد وهم‌ مبادا آنها احساس‌ کنند که‌ او فرمانده‌ است‌ و خودش‌ نیز مغرورشود! هر چند که‌ یک‌ چند ماهی‌ را علی‌’رغم‌ داشتن‌ زن‌ و فرزند، بدون‌دریافت‌ حقوق‌ بسر برد، آری‌: چون‌ زندگی‌ به‌ کام‌ بُوَد، مرگ‌ مشکل‌ است‌پروای‌ باد نیست‌ چراغ‌ مزار را او علی‌’رغم‌ تحمّل‌ مشکلات‌، مشقات‌، سختیها و تهمتهای‌دشمن‌ دانا و دوست‌ نادان‌ در برخورد با خانواده‌ و امت‌ حزب‌الله‌، صبورو آرام‌ و با وقار بود. هرگاه‌ کسی‌ از اعضاء خانواده‌ با وی‌ به‌ تندی‌صحبت‌ می‌کرد، او با گفتن‌، استغفرالله‌، سکوت‌ می‌نمود. او آنگاه‌ که‌ به‌نماز شب‌ نمی‌ایستاد، ناراحت‌ بود! یکی‌ از شبها که‌ یکی‌ از برادران‌پاسدار در داخل‌ سپاه‌ او را زیرنظر داشت‌، تقی‌ را در نیمه‌ شب‌ گریان‌می‌بیند که‌ با خدایش‌ سخن‌ می‌گوید و حدود یکساعت‌ و نیم‌ گریه‌می‌کند و… او سپاه‌ را معبدی‌ مملو از معنویات‌ ساخته‌ بود و صفا وصمیمت‌ زاید الوصفی‌ بین‌ فرمانده‌ و افراد سپاهی‌ برقرار نموده‌ بود. اوحدیث‌ «حاسِبُوا اَنْفُسَکُم‌ قَبَل‌ اَن‌ْ تُحاسِبُوا» به‌ حساب‌ خودتان‌ برسید،قبل‌ از آنکه‌ به‌ حسابتان‌ برسند را با گوش‌ِ جان‌ شنیده‌ بود و قبلاً به‌حساب‌ زندگیش‌ رسیده‌ بود.

    خصوصاً در مورد حق‌ النّاس‌ طلب‌ِ حلیّت‌ یا رضایت‌ یا قصاص‌ می‌نمود. او در حضور پاسدارانی‌ که‌ عازم‌ جبهه‌نبرد بودند (در تاریخ‌ ۲۵/۱/۶۱) اینگونه‌ بیاناتی‌ را عاجزانه‌ و عاشقانه‌عنوان‌ کرد: «به‌ دلم‌ برات‌ شد که‌ شاید همدیگر را نبینیم‌، پس‌ بهتر است‌ که‌همینجا اعلام‌ کنم‌ که‌ شما را به‌ خدا، شما را به‌ خدا، اگر از ما رنجی‌دیدید و از ما ناراحتی‌ دیدید
    (گریه‌ شهید) و از ما خشونتی‌ دیدید و ازما (گریه‌ شهید) حرکتی‌ دیدید که‌ خدای‌ ناکرده‌ در مسیر صحیح‌ اسلام‌نبود، از همینجا به‌ واللّه‌ حاضرم‌ و خدا را گواه‌ می‌گیریم‌ که‌ حاضرم‌سخت‌ترین‌ سخن‌ را و تندترین‌ شلاّق‌ را برگرده‌هایم‌ تحمل‌ کنم‌ و بایدگفت‌ «اِلهی‌ عَظُم‌َ البَلا’ء» این‌ منم‌ که‌ بلایم‌ بزرگ‌ شده‌ و دردهایم‌سنگین‌تر شده‌…

    و در همین‌ رابطه‌ است‌ که‌ گویا در تهران‌ یا رشت‌ سوار اتوبوس‌شرکت‌ واحد شده‌ و بلیط‌ همراه‌ نداشته‌، در یادداشت‌ هایش‌ می‌نویسد«ده‌ ریال‌ بابت‌ بلیط‌ اتوبوس‌ بدولت‌ بدهکارم‌»
    تقی‌، در کوران‌ تحقق‌ انقلاب‌، در تاب‌ و تب‌ مظلومان‌ فلسطین‌بود و همواره‌ در اندیشه‌ مسلمانان‌ مستضعف‌ و محروم‌ و آواره‌ فلسطین‌بود و لذا مدتی‌ از وقت‌ِ فرارِ از خدمت‌ِ اجباری‌ را در گوشه‌ یکی‌ ازحجره‌های‌ طلاب‌ در بازار تهران‌، به‌ پیاده‌ کردن‌ نوارهائی‌ که‌ پیرامون‌مسائل‌ و اوضاع‌ فلسطین‌ بود، صرف‌ می‌نمود ولی‌ متأسفانه‌ موفق‌ به‌چاپ‌ آنها نشد. او برای‌ احیای‌ سُنّت‌ رسول‌ الله‌ صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌، تصمیم‌ به‌ازدواج‌ گرفت‌ و معیار انتخاب‌، دقیقاً برپایه‌ ارزشهای‌ اسلامی‌ بود، نه‌تحصیلات‌ عالیه‌ داشتن‌ یا شهری‌ بودن‌، یا از نظر خانوادگی‌ سرشناس‌ یامتموّل‌ بودن‌، بوده‌ بلکه‌ تنها معیارش‌ تقوا و عفاف‌ِ همسر آینده‌اش‌ بود.و اینکه‌ «ازدواج‌ باید باعث‌ حرکت‌ بیشتر باشد» با این‌ تفکر، با بانوئی‌باتقوا و ایثارگر از روستای‌ «سنوس‌» ازدواج‌ نمود و به‌ گونه‌ای‌ مراسم‌ساده‌ و بی‌ریا و بی‌غل‌ّ و غش‌ به‌ انجام‌ رسانید که‌ حتی‌ دوستان‌ وی‌ نیز ازموضوع‌ بی‌اطلاع‌ بودند و همسرش‌ نیز که‌ به‌ هنگام‌ شهادت‌ مجروح‌شده‌ بود، مراتب‌ صبر و استقامت‌ و درجه‌ ایثار را در حد یک‌ زن‌ نمونه‌انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ اثبات‌ رسانید.
    آری‌ عده‌ای‌ شخصیّت‌ تقی‌ را نشناخته‌ و به‌ وی‌ ستم‌ روا داشتندو تهمت‌ها زدند و با شهادتش‌ اشک‌ حسرت‌ ریخته‌ بودند و آه‌ جان‌ سوزبر کشیدند و عده‌ای‌ دیگر نیز چون‌ شخصیتش‌ را شناخته‌ بودند ازوجودش‌ وحشت‌ داشتند و لذا او را به‌ فجیع‌ترین‌ وضعی‌ به‌ شهادت‌رساندند. تقی‌ در فکر تفسیر عمل‌ به‌ آیه‌ شریفه‌ «مِن‌َ المُؤمِنین‌َ رِجال‌ٌصَدَقوُا ماعاهَدوا… عَلَیْه‌ِ فَمِنْهُم‌ْ مَن‌ْ قَضی‌’ نَحْبَه‌ وَ مِنْهُم‌ْ مَن‌ْ یَنْتَظِرٌ بود ودر انتظار شهادت‌ که‌ تنها آرزویش‌ بود، روزشماری‌ می‌کرد تا این‌ که‌خفاشان‌ شب‌پرست‌ و خائنین‌ به‌ خلق‌ در سحرگاه‌ پنجشنبه‌ ۲۸/۱۱/۶۱از دیوار گلی‌ خانه‌اش‌ بالا آمده‌ و به‌ عنف‌ وارد اطاق‌ خوابش‌ شده‌ و اودر کنار همسرش‌ و تنها فرزند شش‌ ماهه‌اش‌ با شلّیک‌ هفت‌ گلوله‌ ژ ـ ۳ به‌شهادت‌ رساندند و همسر و فرزندش‌ را با تیر مجروح‌ ساختند.
    یادش‌ گرامی‌ و راه‌ سرخش‌ پر رهرو باد.  منبع این مطلب

    نظرات کاربران در مورد "شهید سید محمدتقی‌ مخزن‌ موسوی‌"
    نظرات در مورد » “شهید سید محمدتقی‌ مخزن‌ موسوی‌”
    1. مهرداد می‌گه:

      شهید سید محمد تقی مخزن موسوی از دوستان و همرزمان سردار محمد رضا نقدی بوده است که تاکنون در هیچ جا به این مسئله اشاره نشده اقای نقدی اطلاعات ارزشمندی از شهید موسوی دارند امیدوارم مسئولین و دوستان این شهید مطلع شوند و از اقای نقدی برای این موضوع پیجویی کنند تا ایشان سخنانی در این باب ارائه نمایند و جوانان شهرستان بدانند چه گوهرهایی در شهرستانشان می زیسته است


    نظرات

    لظفا کامل کنید. *

  • سرویس فیدبرنر گوگل
  • پلاک8گیلان
  • اوّلین ها

    اولین های شهدای شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • فهرست شهدا

    فهرست الفیایی شهدای گرانقدر شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • 3شهید

    سه شهید در آغوش یک شهید


    shahadatsara.ir

  • اولین شهید

    اولین شهید شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای زن

    بانوان شهیده شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای ارتش

    شهدای ارتش شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای انقلاب

    شهدای تا پیروزی انقلاب اسلامی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای بسیج و سپاه

    شهدای بسیج و سپاه شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای سادات

    شهدای سادات شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای ترور

    شهدای ترور شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای دانش آموز و فرهنگی

    شهدای دانش آموز و فرهنگی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای بمباران و حمله موشکی

    شهدای بمباران و حمله موشکی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir