سایت شهدای شهرستان رودبار
شهادت سرا
shahadatsara.ir
امروز جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ و ساعت ۰۷:۰۵ دقیقه می باشد.
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ | ساعت انتشار : ۱۱:۱۷ | کد خبر : 6155 | نویسنده : shahadatsara
  • تعداد نظرات : ۱ نظر
  • یاد یاران غریب جبهه های غرب /شهید محمد دیدگانی

  • دسته بندی مطلب : خاطره , دیدگانی محمد (رستم) | تعداد بازدیدها : 1,355 views نفر
  • وقتی دشمن بعثی با چکمه های کثیف خود صدها کیلومتر از مرزهای ایران عزیر را گذراند و جبهه های مختلفی گشود ، فرزندان وطن به سوی همه نقاط برای دفاع یورش بردند وخطوط غرب کشور از حاج عمران تا دهلران در این میان یاران غریبی داشت.

    Shahidmohamaddidgani-shahidkhorrami

    شهید احمد خرمی آرانی و شهید محمد دیدگانی-تنگه کورک

    اول آذر ماه سال ۶۰ ، هنگامی که در تقسیم داوطلبان رزم ، قرعه غرب کشور به نام گروه ۵۰ نفره ما افتاد ، خیلی از بچه ها انتظار اعزام به جنوب داشتند.

    ناگفته نماند ، جبهه های جنوب محل بهتری برای انتقام از دشمن بود و امکان حمله برق آسا به خط متجاوزین ، گرفتن آسایش از بعثی ها و دلایلی از این قبیل ، تمایل بچه ها را برای انتخاب آن بیشتر کرده بود.

    اما به هرحال دشمن در کشور ما نفوذ کرده بود ، غرب و جنوب ، باید از تمامی مرزها دفاع می کردیم تا شاهد تکرار تاریخ و به تاراج رفتن مکتب ، ناموس و خاک وطن نباشیم .

    اتوبوس ها به راه افتادند و گروه ما را به سوی کرمانشاه روانه کردند ، پادگان نظامی این شهر پذیرای رزمندگان بود ، صدای آژیر خطر و وضعیت قرمز در این شهر دایم آرامش زن و کودک و کهنسالان را گرفته بود ، خیابانها و مردمی مقاوم ، نظاره گر مدافعان میهن و گاه تجاوز هوایی دشمن بودند.

    پس از توقفی یک روزه ، خودروهای نظامی برای انتقال بچه ها مهیا شد ، با مقصدی معین ، ˈ سرپل ذهابˈ و ˈپادگان ابوذر ˈ ، اینجا شاهد حضور هزاران رزمنده است ، ساختمان های چند طبقه به منظور استراحتی مختصر و سپس اعزام به خطوط مقدم.

    خط مقدم پیش بینی شده برای گروه ما ˈ تنگه کورکˈ است ، خطی که دلیران ایران زمین بارها دشمن را از این ناحیه مورد هجوم قرار داده و اکنون در انتظار نیروهایی تازه نفس است.

    توصیف این خط دنیایی از ایثار و مجاهدت بچه های جنگ را اثبات می کند ، رسیدن به خط مقدم با مشکلات فراوانی میسر می شد ، چرا که جاده اصلی آن در دید کامل دشمن بود و شبانگاهان حرکت گروه به سوی این خط آغاز شد.

    از روی صدای خودروی نظامی حامل بچه ها ، آتش باری دشمن آغاز شد ، به هر شکلی بود به پای قله و خط دوم که تدارکات در آن جا مستقر بود رسیدیم .

    باید از یک ارتفاع می رفتیم و پس از طی مسیری طولانی در جاده ای مال رو با تجهیزات کامل به خط مقدم می رسیدیم .

    اینجا تنگه کورک است ، محل مجاهدت هزاران شیر مرد چون شهید ˈ دیدگانی ˈ که دشمن را متوقف کرده و اجازه پیشروی بیشتر به داخل خاک میهن نداده است.

    تنگه ای که بین دو قله با ارتفاع متفاوت واقع شده و متاسفانه دشمن را بر منطقه مسلط کرده است.

    مه غلیظی کوهها را فرا گرفته بود ، در سنگر ها مستقر شدیم و بچه های کرج که پیش از این حضور داشتند به پشت خط هدایت شدند.

    از اولین سنگرهای ما که شب های سرد و برفی زمستان را چهار ساعت به دفاع از خط مشغول بودیم و کمین گاه نیز محسوب می شد ، تا سنگر نگهبانی دشمن فاصله بسیار کمی بود به شکلی که صدای زمزمه ی آنان نیز به خوبی شنیده می شد.

    سنگرهای استراحت با توجه به وضعیت کوه بنا شده بود و در خیلی از آنها نشستن به راحتی ممکن نبود.

    شهید ˈ احمد خرمی ˈ را به یاد می آورم ، سنگر استراحتی را که جایی جز نیم خیز شدن نداشت برای قرآن خواندن شب ها و تفسیر روزها برگزیده بود و الحق که چه فرشتگانی در این سنگرها زندگی کرده و از خاک تا افلاک را طی کردند.

    بردن آب آشامیدنی به این خط میسر نبود و تنها هر شب که بر اساس نوبت یکی از بچه ها پایین قله (تدارکات) می رفت ، یک گالن ۲۰ لیتری برای گروه ۷۰ نفره آب می رساند ، به همراه چند کنسرو ، گاهی برنج سرد شده ای که تنوعی باشد.

    بچه ها در ابتکاری تازه برای آن که جاده دشمن را که روبروی اشان قرار داشت برایش نا امن کنند به نبرد سنگ و صخره رفتند و دل کوه را شکافتند تا محلی برای استقرار سلاح نیمه سنگین ˈ کالیبر ۵۰ ˈ که گلوله هایش برد بیشتری داشت باز کنند.

    اولین گلوله این اسلحه وقتی شلیک شد دشمن را مبهوت کرده بود که قبضه در کجا و چگونه جای گرفته است.

    جبهه غرب ، فصل زمستان ، مه بسیار غلیظ و مداوم ، تاریکی محض ، خطی عریض و طویل توسط چند نیروی بسیجی ۱۵تا ۲۳ ساله را جز خداوند حامی نبود.

    دشمن زبده ترین نیروهای تکاور خود را که آموزش کوهستانی دیده بودند مستقر کرده بود و به یقین هرگز تصور نمی کرد چند نوجوان ، این چنین در مقابلش صف آرایی کرده باشند.

    جبهه بود ، آتش ، تیر و ترکش ، از طرفی بدن های نوجوانانی که در مقابل آن سپر شده بود و هر از چند گاهی مجروحان و شهدایی که نثار دفاع از انقلاب و کشور می شد و انتقال این عزیزان کاری بسیار سخت و دشوار می نمود.

    غم از دست دادن همرزمان از یک سو و نحوه اعزام به پشت خط از سوی دیگر .

    عبور دادن برانکارد مجروح و شهید از یک راه باریک و سه قله و ارتقاع ، سپس شیب تند پایین رفتن از کوه ، فرشتگان را به کمک می طلبید چرا که برف و یخبندان نیز دشواری این کار را صد چندان کرده بود.

    هر ۱۵ روز دو شبانه روز بچه ها برای تجدید قوا به پشت خط اعزام می شدند ، مدرسه ای در روستای ˈ شیشه راه ˈ ، اینجا هم انگار استراحتی برای مدافعان کشور و انقلاب نبود چرا که مدرسه بارها زیر آتش خمپاره قرار گرفت و با پیگیری ها مشخص شد ستون پنجم به دشمن گرا داده تا محل آسایش دو روزه را نیز به هم بریزند.

    جوراب های ضخیم اهدایی مردم خوبمان به جبهه در مقابل سرمای سخت زمستان تنگه کورک و شیشه راه دوام نمی آورد و پای بچه ها همواره چون گلوله ای از برف و یخ بود.

    دستانی که باید همواره بر ماشه اسلحه آماده می ماند ، در ساعت ها کمین روی برف منجمد شده و پس از اتمام پست ، داخل چراغ های گرماده سنگرها (والر) می شد.

    زمستان سال ۶۰ را پشت سر گذاشتیم ، با همه زیبایی های جهاد و دفاع از کشور بچه ها دیگر تشنه عملیاتی علیه دشمن بودند ، آخر تنگه کورک بارها تست شده بود و برای این کار مناسب نبود.

    ماموریت سه ماهه بسیجیان اعزامی از پادگان امام حسن (ع) تهران به این محور ، چهار ماه طول کشیده بود تا بالاخره گروهی جایگزین آمد.

    گروه در پادگان ابوذر آماده بازگشت به تهران و اعزامی دیگر به سمت جنوب بود که فرمانده ارشد به اردوی بچه ها سر زد و گفت: قله ابوذر در دشت ذهاب سقوط کرده و گروهی آماده تر از شما که ماهها در کوهستان بوده اید نیست.

    اینجا واکنش رزمندگان غیور اسلام دیدنی بود ، نوجوانانی که ماهها از خانه و خانواده دور بودند ، تمام سختی ها را به جان خریدند و درست شب عید نوروز که هر ایرانی عشق حضور بر سفره هفت سین همراه با خانواده را دارد ، همه و همه را فراموش کرده و آمادگی خود را برای شهادت اعلام کردند ، به جای اتوبوس های مرتب و تمیز و عزیمت به تهران ، شبانگاهان تویوتاهای استتار شده را با قطارهای فشنگ و نارنجک های به کمر بسته سوار شدند و به سمت قله ابوذر شتافتند.

    اما دشمن پیش از ورود بچه ها میدان را رها کرده و به خطوط خود بازگشته بود و قله استراتژیک ابوذر که بر دشت ذهاب نیز تسلط داشت بدون هیچگونه تلفات جانی تحویل دیگر رزمندگان شد و گروه به پادگان ابوذر بازگشت.

    این عده قطره ای از دریای بیکران انسانهای با اخلاصی بودند که در سراسر مرزهای میهن در مقابل متجاوزین ایستادند.گروه پس از آزمون های متفاوت در سخت ترین منطقه دفاعی کشور خود را برای رزمی دیگر در جبهه دیگر آماده کرد.

    محمدجواد دهقانی:خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا) sarveiran.blogfa.com
    دوست و همرزم شهید دیدگانی

    نظرات کاربران در مورد "یاد یاران غریب جبهه های غرب /شهید محمد دیدگانی"
    نظرات در مورد » “یاد یاران غریب جبهه های غرب /شهید محمد دیدگانی”
    1. دیارباران می‌گه:

      سلام و خداقوت.
      در پایگاه خبری تحلیلی «دیارباران» لینک شدید


    نظرات

    لظفا کامل کنید. *

  • سرویس فیدبرنر گوگل
  • پلاک8گیلان
  • اوّلین ها

    اولین های شهدای شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • فهرست شهدا

    فهرست الفیایی شهدای گرانقدر شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • 3شهید

    سه شهید در آغوش یک شهید


    shahadatsara.ir

  • اولین شهید

    اولین شهید شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای زن

    بانوان شهیده شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای ارتش

    شهدای ارتش شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای انقلاب

    شهدای تا پیروزی انقلاب اسلامی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای بسیج و سپاه

    شهدای بسیج و سپاه شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای سادات

    شهدای سادات شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای ترور

    شهدای ترور شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای دانش آموز و فرهنگی

    شهدای دانش آموز و فرهنگی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای بمباران و حمله موشکی

    شهدای بمباران و حمله موشکی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir