سایت شهدای شهرستان رودبار
شهادت سرا
shahadatsara.ir
امروز چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ و ساعت ۱۴:۴۸ دقیقه می باشد.
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۵ | ساعت انتشار : ۰۷:۰۰ | کد خبر : 678 | نویسنده : shahadatsara
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • شهید مجتبی علی پور

  • دسته بندی مطلب : 1364 , شهدای تیر , شهدای رودبار و مناطق اطراف , علی پور مجتبی | تعداد بازدیدها : 1,096 views نفر
  • شهید مجتبی علیپور

    شهید مجتبی علی پور دو آبسری

    تاریخ تولد: ۱۳۴۵

    رودبار

    تاریخ شهادت:۱۳۶۷/۴/۲۱

    عملیات مرصاد

     

    زندگی نامه شهید مجتبی علیپور دوآبسری
     
      ? مجتبی علیپور پسر اول و فرزند دوم آقای مهدی علیپور بود، آقای علیپور آن روزها یعنی زمانی که مجتبی متولد شد به سال هزار و سیصد و چهل و پنج  انبار دار سد لتیان بود و به واسطه تسلط بر زبان فرانسوی از موقعیت نسبتاً خوبی برخوردار بود پیش از مجتبی خداوند فرزند دختری به او داده بود و بعدها هم به جمع خانوادگی آنها دو فرزند پسر دیگر افزوده شد.

      ? آقای علیپور از سال هزار و سیصد و سی و شش در سپید رود کار می کرد و پس از پایان ساخت سد و ازدواج، به لتیان رفته بود. بعد از تولد مجتبی هم جذب سازمان آب منطقه شمال، امور سدهای گیلان شد و به همراه خانواده به گیلان بازگشت. مدتی در خانه پدری دررودبار ماند و بعد از آن به خانه های سازمانی هرزویل رفت.

       ?کودکی مجتبی در کنار دوستانی گذشت که پدرانشان مثل پدر او کارمند آب منطقه‌ای بودند. روزگار کودکی خیلی زود سپری شد و مجتبی در همان محل به دبستان رفت. پسر خوب خانواده، کمک حال مادرش بود و لحظه‌ای او را نمی‌آزرد. کودک بود و شیطنت خاص خود را داشت ولی جنس شیطنت‌هایش آزاردهنده نبود.

       ?یکی دو سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آقای علیپور در پایین بازار رودبار منزلی دو طبقه ساخت و خانواده‌اش را به رودبار آورد و تحصیلات مجتبی در مقطع راهنمایی در رودبار ادامه یافت.

    PicsArt_۰۷-۱۱-۰۷.۰۰.۲۹

    ?در دبیرستان رشته علوم تجربی را انتخاب کرد و سال اوّل را هم به پایان رساند ولی علاقه شدیدش به کارهای فنی باعث شد تا از پدر و مادرش اجازه بگیرد و به دنبال آموختن کارهای تأسیساتی راهی بازار شود. البته قول داد که درسش را هم شبانه ادامه بدهد که در نهایت با توجه به جدیّت در کار موفّق به انجام آن نشد.
       روزها و ماه ها و سالها از پس هم گذشتند تا اینکه سال هزار و سیصد و شصت و پنج فرارسید و مجتبی آماده رفتن به خدمت سربازی شد.

    ?دفترچه اعزام به خدمت را گرفت و صبح روز هجدهم خرداد ماه سوار ماشین شد. برای آموزش به پادگان باغشاه تهران رفت و در تقسیم نیروها او به لشکر بیست و یک حمزه سیدالشهداء (ع) تهران مأمور کردند. مجتبی در طول خدمت مأموریت‌های محوله را به خوبی انجام می‌داد و در آن شرایط دشوار کمتر به مرخصی می آمد.

    ?بعد از مدتی لشکر آنها برای انجام مأموریتی عازم شمال غرب کشور شد و در دهلران مستقر گردید. سال‌های شصت و پنج و شصت و شش و بالاخره شصت و هفت از راه رسید و مجتبی در طول این مدت در عملیات‌های مختلفی شرکت کرد و کم‌کم به اواخر دوره خدمتش نزدیک شد.

    ?سال هزار و سیصد و شصت و هفت در جریان انجام مأموریتی از ناحیه‌ی پا و پشت مورد اصابت ترکش قرار گرفت و مدتی به مرخصی آمد و بعد از مداوا دوباره راهی محل خدمتش شد ولی رفتن این بارش با دفعات پیش کمی تفاوت داشت و این تفاوت را بهتر از همه مادرش متوجه شد وقتی بعد از خداحافظی و خارج شدن از خانه دوباره زنگ خانه به صدا درآمد و مجتبی وارد خانه شد.

    -:مجتبی جان چرا برگشتی ؟ مگر چیزی را جاگذاشته‌ای؟
    -: نه، فقط آمده ام دوباره خداحافظی کنم.
     و همین برای مادر کافی بود تا ….
    ?مجتبی رفت و سالم به مقصد رسید ولی روزهای پایانی جنگ آبستن وقایع بسیاری بود.

    ?قطعنامه پانصد و نود و هشت پذیرفته شد و عملیات مرصاد اتفاق افتاد و به تدریخ خیلی از کسانی که رفته بودند بازگشتند ولی خبری از مجتبی نشد. پدرش سراسیمه عازم مناطق عملیاتی شد ولی هرچه جستجو کرد و هر چه مشقّت دید کمتر نشانی از فرزندش پیدا کرد.

    ?بازگشت و این بار کار جستجو را در استان دنبال کرد ولی باز هم خبری نشد تا اینکه از طریق یکی از آشنایان متوجه شد که می‌تواند نشانی از فرزندش در معراج شهدای تهران بیابد. به همراه برادر مجتبی راهی تهران شدند و این بار برادر شهید برای شناسایی رفت و یک سال بعد از شهادت از روی کیف پول و وسائل شخصی، مجتبی علیپور شناسائی شد و بعد از تشییع به تاریخ دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و شصت و هشت در گلزار شهدای فیلده به خاک سپرده شد . شاه بیت غزل زندگی او شاید اشعاری باشد که در نامه‌ای برای خانواده نگاشته بود.

    اگر شهید شوم من به روز رستاخیز / شفاعت از تو و من می کند پیمبر من
    صبا به خواهر خوبم بگو که پرپر شد / به روز رزم چو گل پیکر معطر من
    از این سرای پر از رنگ بگذرم مادر / که شد بهشت خدایی سرای دیگر من

    ?طول عمر دنیایی این شهید بزرگوار تنها در حدود هفت هزار و هشتصد و شصت و چهار روز بود.

    نظرات کاربران در مورد "شهید مجتبی علی پور"

    نظرات

    لظفا کامل کنید. *

  • سرویس فیدبرنر گوگل
  • پلاک8گیلان
  • اوّلین ها

    اولین های شهدای شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • فهرست شهدا

    فهرست الفیایی شهدای گرانقدر شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • 3شهید

    سه شهید در آغوش یک شهید


    shahadatsara.ir

  • اولین شهید

    اولین شهید شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای زن

    بانوان شهیده شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای ارتش

    شهدای ارتش شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای انقلاب

    شهدای تا پیروزی انقلاب اسلامی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای بسیج و سپاه

    شهدای بسیج و سپاه شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای سادات

    شهدای سادات شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای ترور

    شهدای ترور شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای دانش آموز و فرهنگی

    شهدای دانش آموز و فرهنگی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای بمباران و حمله موشکی

    شهدای بمباران و حمله موشکی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir