سایت شهدای شهرستان رودبار
شهادت سرا
shahadatsara.ir
امروز سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶ و ساعت ۱۵:۱۸ دقیقه می باشد.
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۵ | ساعت انتشار : ۱۶:۰۵ | کد خبر : 9496 | نویسنده : shahadatsara
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • شهید رضا غیاثوند قیصری

  • دسته بندی مطلب : 1361 , شهدای بخش عمارلو , شهدای تیر , غياثوند قيصری رضا , متولدین فروردین | تعداد بازدیدها : 855 views نفر
  • شهید رضا غیاثوند -شهادت سراقیصری

    شهید رضا غیاثوند قیصری

    نام پدر:عطاءالله

    تاریخ تولد:  ۱۳۴۴/۰۱/۲۶    

    محل تولد:تهران

    تاریخ شهادت:۱۳۶۱/۰۴/۳۰        

    محل شهادت:    شرق بصره

    زندگی نامه شهید رضا غیاثوند قیصری

    بیست و ششم فروردین ۱۳۴۴ در تهران دیده به جهان گشود. پدرش عطا الله کارمند و از مبارزان انقلابی علیه رژیم ظالمانه پهلوی بود و خودش در این باره می گوید: پدرم از مالکان بزرگ بود و مدتی هم با میرزا کوچک خان جنگلی همراهی می کرد. اجداد ما جزء عشایری  هستیم که زمان آقا محمد خان به نفع لطفعلی خان زند قیام کردیم و بعد ما را به دگاسر بخش عمارلوی رودبار تبعید کردند.

     پدر بزرگوار شهید خود از رزمندگان و جانبازان جنگ نحمیلی و از مداحان بنام اهل بیت (ع) بود که در سال ۱۳۸۷ در اثر جراحات جنگ دار فانی را وداع گفت.
    مادرش معصومه بیگم آقا میر محمدی دبیر آموزش و پرورش و مدیر دبیرستان شاهد بود. مادر شهید در طول جنگ تحمیلی در ستاد پشتیبانی جنگ مشغول به فعالیت بوده و هم اکنون با تأسیس کانون فرهنگی – علمی شهیدان غیاثوند قیصری در منزل مسکونی خود به پاسداری از راه و رسم شهیدان می پردازد. خانواده غیاثوند قیصری متعلق به روستای دکاسر واقع در دورترین نقطه بخش عمارلوی شهرستان رودبار می باشند که پدر بزرگوار شهید در کودکی از روستا مهاجرت نموده اند و از آن جا که به منطقه عمارلو علاقه زیادی داشتند و با کسب اجازه از مادر بزرگوار شهیدان قیصری آن ها را در لیست شهدای عمارلو قرار دادیم.

    شهید رضا غیاثوند قیصری تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خودش را در منیریه تهران گذراند و در دبیرستان رهنما منیریه موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضی گردید. او یک برادر کوچک تر از خود به نام علی داشت که در تاریخ ۲۰/۱۰/۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در شلمچه به شهادت رسید. زندگی این دو برادر شهید سرشار از شور و شوق و عشق و ایمان به جبهه و جنگ و شهادت بود.

    مادر بزرگوار شهید درباره فرزندان شهید می گوید: پسرم رضا در سال ۱۳۴۴ و علی در سال ۱۳۴۵ به دنیا آمدند و از همان کودکی بچه های شلوغی بودند، و تربیت مذهبی بچه ها را بیشتر مدیون مادرم خان جون هستم. در قبل از پیروزی انقلاب با این که سن کمی داشتند در خانه خودمان عکس و اعلامیه و نوارهای امام خمینی (ره) را تکثیر و در میان مردم پخش می کردند. بعد از پیروزی انقلاب هم در تمامی سنگرهای انقلاب شبانه روز به فعالیت می پرداختند. زمانی که متجاوزان بعثی به کشور ما هجوم آوردند از همان دقایق اول داوطلب اعزام به جبهه شدند تا این که برای اولین بار در سال ۱۳۶۰ موفق به اعزام به جبهه شدند و بعداً هم با پدرشان در جبهه حاضر می شدند و من و مادرم هم در ستاد پشتیبانی جنگ فعالیت می کردیم.»

     سرانجام بعد از شجاعت های فراوان در رویارویی با دشمنان در تاریخ ۳۰/۴/۱۳۶۱ در مرحله چهارم عملیات رمضان شرکت کرد و در نبردی نفس گیر که برای تعقیب و تنبیه متجاوز در شرق بصره انجام می گرفت به شهادت رسید و پیکر مطهرش مدت ۱۴ سال از چشم های دنیایی ما مفقود ولی در آسمان ها مشهور گردید. تا این که برای زدودن گرد و غبار غفلت از چهره ما دوباره در تاریخ ۱۶/۱۱/۱۳۷۵ استخوان های طلایی و خاکستر وجودش عروج کرد و در قطعه ۵۳ بهشت زهرای تهران روی قبر برادرش علی آرام گرفت.

    لازم به ذکر است در تاریخ ۱۲/۱۲/۱۳۸۹ رهبر معظم انقلاب آیت الله العظمی خامنه ای برای دیدار خانواده بزرگوار این شهیدان به خانه آن ها مشرف شدند.

    AndroidOnlineNewsImage.aspx

    عارفان حماسه ساز
    سخنان معصومه بیگم آقا میرمحمدی مادر شهدای غیاثوند قیصری
    کوچه شهید غیاثوند قیصری، کانون فرهنگی غیاثوند قیصری ، مادر و همسر شهیدان غیاثوند قیصری …. آدرس همین است. اینجا همه چیز به نام شهداست. با مادری صحبت کردم که همه چیزش را در راه دین هدیه کرده است همسرش، فرزاندانش و حتی اموالش را.

    حاج خانم لطفا خودتان را معرفی کنید:

    – معصومه بیگم آقا میر محمدی هستم. همسر شهید عطاء الله غیاثوند قیصری و مادر شهدا علی و رضا غیاثوند قیصری

    چه سالی با حاج آقا آشنا شدید و ازدواج کردید؟

    – سال ۱۳۴۲ . همشهری بودیم و طی مراسم ساده ای به عقد هم در آمدیم حاج آقا به چه کاری مشغول بودند؟ – ابتدا در وزارت کشور استخدام شدند ولی به خاطر فعالیت سیاسی که داشتند مدتی فراری بودند . بعد از آن در شرکت واحد مشغول شدند

    شما هم شاغل بودید؟

    – بله من دبیر بودم

    فرزندانتان کی به دنیا آمدند؟

    – سال ۱۳۴۴ اولین پسر ما به دنیا آمد که پدربزرگم اسمش را رضا گذاشتند.دومین پسر هم سال ۱۳۴۵ متولد شد که نامش را علی گذاشتیم

    چطور بچه هایی بودند؟

    – بچه های شلوغی بودند یعنی اصلا آرام و قرار نداشتند. کلاس کاراته هم می رفتند . البته علی شلوغ تر بود. مادرم، خان جون، همه کارهای بچه ها را بر عهده داشتند . خصوصا در تربیت مذهبی. بعد از شهادتشان هم گفتم که صاحب عزای اصلی مادرم هستند.

    بچه ها قبل از انقلاب هم فعال بودند؟

    – بله با این که سن و سال کمی داشتند ولی اتاقی داشتیم که بچه ها آنجا اعلامیه ها، نوارها و عکس های امام (ره) را تکثیر و بین مردم پخش می کردند. شب ۲۶ دی که شاه فرار کرد ، رضا در منزل نبود. مادرم از حاج آقا خواست تا بروند دنبال رضا. در همین حین رضا با صورت و دستان سیاه آمد. هرچه پرسیدیم کجا بودی؟ دائم می گفت : ممد دماغ نفتی ، آخر گذاشتی رفتی! بعد فهمیدیم که این ها تندیس های شاه را پایین آورده و آتش زده اند.

    از جبهه رفتن ها بگویید؟

    – هم حاج و آقا و هم بچه ها در جبهه بودند. بچه ها برای رفتن به جبهه چون حاج آقا راضی نبودند دست خطشان را جعل کردند. اولین بار سال ۱۳۶۰ به جبهه رفتند.

    چگونه به شهادت رسیدند؟

    – رضا سال ۱۳۶۱ مفقد الاثر شد. فقط ۱۷ سال داشت. در مرحله چهارم حمله ی رمضان در رمل های فکه رضا مفقود شد. کسی نه شهادت او را دیده بود و نه اسارت و جراحتش را . متاسفانه در آن عملیات بنی صدر نیروی کمکی و آب و غذا نفرستاده بود. شاید در اثر خستگی افراد خوابشان برده یا راه را گم کرده اند. بعد از مفقودشدن رضا با این که فقط یک فرزند داشتم اما علی باز هم به جبهه می رفت . چون طبق دستور امام می دانست که این دفاع تکلیف است. علی سال ۱۳۶۵ در شلمچه در عملیات کربلای ۵ شهید شد و جنازه اش همان طور که خودش گفته بود ۱۰ روز بعد به ما رسید. اما تا سال ۱۳۷۵ از رضا خبری نداشتیم. تا این که سال ۷۵ جنازه ی رضا را آوردند. وقتی برای شناسایی رفتم تمام استخوان هایش سالم بود . اما سر نداشت. گفتم پس سر این شهید کجاست؟ گفتند سر نداشته و از طریق پلاک شناسایی شده. چون جسم رضا از بین رفته بود و فقط استخوان هایش مانده بود گفتند می شود که او را روی قبر برادرش علی بگذاریم. وقتی جنازه رضا را برای دفن در قبر علی بردیم و سنگ لحد را برداشتند گوشه ایی از قبر باز بود. چراغ که انداختند دیدند جنازه علی بعد از ۱۰ سال هنوز هم سالم است. هم اکنون هر دو در قطعه ی ۵۳ بهشت زهرا دفن هستند.

    پدر بزرگوار شهدا حاج عطاء الله غیاثوند قیصری کی به شهادت رسیدند؟

    – ایشان در بهمنشیر از طریق غذای آلوده شیمیایی شدند. تا سال ۸۷ چندین بار مورد درمان قرار گرفتند. چون دیگر کسی را نداشتیم خودم شخصا از ایشان پرستاری می کردم. یک بار هم از ناحیه ی چشم آسیب دیدند . در بیمارستان اهواز بستری شدند . در بیمارستان به آقا امام رضا (ع) متوسل شدند و شب خواب دیدند که آقا آمد دست بر چشمشان کشید. صبح دکتر ها که برای معاینه آمده بودند همگی شگفت زده شده بودند. حاج آقا پس از یک دوره طولانی بیماری در سال ۸۷ به شهادت رسیدند.

    PicsArt_۰۷-۲۰-۰۶.۳۳.۰۴

    کتاب عارفان حماسه ساز چگونه تدوین شد؟

    – همیشه تمام دغدغه من و حاج آقا این بود که از شهدا نامی باقی بماند. شناخته شوند و نسل های بعدی ارتباط خود را با شهدا حفظ کنند. این بود که با کمک دوستان نامه های علی و رضا را در زمان جبهه جمع آوری کردیم و مصاحبه هایی را با افردای که ایشان را می شناختند انجام دادیم . افرادی مثل حاج علیرضا پناهیان یا حاج حسن محققی. همه را در قالب کتابی با عنوان عارفان حماسه ساز به چاپ رساندیم تا یاد و خاطره ی راه این دو شهید را حفظ کرده باشیم.

    کانون فرهنگی شهدای غیاثوند قیصری چگونه آغاز شد؟

    – حاج آقا اصرار داشتند کاری کنیم که از شهدا نامی باقی بماند. می گفتند ما که دیگر فرزندی نداریم . تصمیم گرفتیم برای آینده سازان این مملکت کاری کنیم . نمی خواستیم در خانه ی شهدا بسته باشد این بود که با همکاری شهرداری منطقه این ساختمان را تبدیل به کانون فرهنگی با نام شهدا کردیم . مدیریت اینجا را خانم زهرا بادی به عهده دارند و ایشان تمام زحمات اینجا را می کشند.

    خانم بادی که در جلسه حضور داشتند درباره فعالیت های موسسه توضیح دادند که : عموم مراجعین اینجا خانم ها هستند و اکثریت کادر اجرایی نیز خانم هستند. سایتی به نام اسوه با محوریت زن و تربیت همچنین موسسه ی قرآنی اسوه زیر نظر کانون فعالیت میکنند. درمانگاه پزشکی اسوه با محوریت طب سنتی و کانون جوانان اسوه نیز از دیگر بخش های کانون هستن. کلاس های قرآنی، نهج البلاغه، دوره های آموزشی ، واحد مشاوره ، صندوق قرض الحسنه و… از فعالیت های کانون هستند. هنگام برگشت به سر در ورودی نگاهی می اندازم. عکس سه شهید در کنار هم نقش بسته است. شهدایی که بودنشان برکت بود و امروز که نیستند پایه های محکم نظام و اسلام هستند. . .

    http://www.etghannews.ir/index.aspx?siteid=2&pageid=1441&newsview=4207

    نظرات کاربران در مورد "شهید رضا غیاثوند قیصری"

    نظرات

    لظفا کامل کنید. *

  • سرویس فیدبرنر گوگل
  • پلاک8گیلان
  • اوّلین ها

    اولین های شهدای شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • فهرست شهدا

    فهرست الفیایی شهدای گرانقدر شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • 3شهید

    سه شهید در آغوش یک شهید


    shahadatsara.ir

  • اولین شهید

    اولین شهید شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای زن

    بانوان شهیده شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای ارتش

    شهدای ارتش شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای انقلاب

    شهدای تا پیروزی انقلاب اسلامی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای بسیج و سپاه

    شهدای بسیج و سپاه شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای سادات

    شهدای سادات شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای ترور

    شهدای ترور شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای دانش آموز و فرهنگی

    شهدای دانش آموز و فرهنگی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir

  • شهدای بمباران و حمله موشکی

    شهدای بمباران و حمله موشکی شهرستان رودبار


    shahadatsara.ir